عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1032
زبدة التواريخ ( فارسى )
و در آن ايّام خنكى هوا بغايتى رسيد كه اكثر اكابر را بعضى اعضا سرما دريافت و بسيارى از عجزه و خدّام هلاك گشتند ، چنان كه از اوايل قوس تا اواخر حوت در مجموع گذرهاى سيحون و جيحون لشكرها و كاروان « [ 1 ] » و عرابه و غيرهم بر روى يخ « [ 2 ] » [ 239 - آ ] گذشتند . سرمايى كه زبان در دهن نفس را و جنين را در شكم ضرر رساند معاينه ديده شد . در دوازدهم شهر اللّه رجب سنهء سبع و ثمانمايه سراىپرده ميمون در بلدهء اترار بار كشيدند . جمعى از آغايان و فرزندان و اركان دولت كه بهطريقهء مشايعت ملازم بودند خواست كه اجازت فرمايد و ايشان را به عيش و كامرانى و طرب و خوشدلى بازگرداند رغبت شراب فرمود و مدّت چند شبانهروز از بس قدح مالامال و جام لبالب از دست ساقيان نوش لب گرفت و بادهء گلگون و شراب ريحان بر روى شاهدان پريوش نوشيده صبح امانى سر از جيب مراد برآورده بود و آفتاب عيش روى از مشرق خرّمى نمود : بيت فى غصّه من قبل الترك ما تركوا * البرق تعاولا للرعد تصوعا قوما اذا قويلوا كانوا يلنكه * حسناوان قرملوا كانوا عفاز بيت شيرند گه رزم و گه بزم همه ماه * ديوند گه جنگ و گه صلح همه حور و هر دم لشكر شراب كه مايهء شادى و سرمايهء خوشدلى بود بر عرصهء دماغ تاخت و بازار غم و بازارچهء فكرت مىشكست و رياض خرّمى و نهال عيش را تازگى مىداد و در اين ما بين رغبت به عرق فرمود ، حاضر گردانيدند . جوهرى كه عين آتش بود در صورت آب و از غايت لطافت چون مدرك بصر نمىشد و از كمال رقت با خاك كثيف نمىآميخت و ساقى چون نرگس ساغر زرّين بر دست سيمين نهاده بود و اقداح مالامال چون قمر در منازل خويش روان كرده و حضرت صاحب قرانى دو شبانهروز ديگر بدين عرق مشغول بود كه قطعا التفات هيچ غذايى نفرمود روز ديگر مزاج مبارك تغييرى پيدا كرد .
--> ( [ 1 ] ) - م : كاروانى . ( [ 2 ] ) - پايان نسخه « م » .